گفتگوی اجتماعی؛ ضرورتی برای انجام اصلاحات موفق

نرگس اکبرپور روشن: مدیر گروه بیمه های اجتماعی و محاسبات

صندوق‌های بیمه اجتماعی بر مبنای تعادل بین منابع و مصارف اداره می‌شوند و بروز کسری در این صندوق‌ها هشداری برای از بین رفتن پایداری آن‌ها محسوب می‌شود. به همین دلیل، پس‌ازاینکه نظام‌های تأمین اجتماعی در جهان با فشارهای مالی مواجه شدند، به صور گوناگون به تغییرات و اصلاحات صندوق‌های بازنشستگی پرداختند تا بدین طریق، بر مشکلات مالی خود فائق آیند. سازمان‌ها و صندوق‌های بازنشستگی ایران نیز در سال‌های اخیر با چالش پایداری مالی دست‌به‌گریبان شده‌اند. بررسی نسبت پشتیبانی، که یکی از شاخص‌های سادهٔ نشان‌دهنده پایداری جمعیتی صندوق‌های بیمه‌ای است، نشان می‌دهد که به‌غیراز صندوق بیمه اجتماعی کشاورزان، روستاییان و عشایر- که به دلیل جوانی نسبت پشتیبانی بالایی دارد- سایر صندوق‌های کشور به‌طورجدی با چالش‌های پایداری جمعیتی مواجه هستند؛ درواقع، نسبت پشتیبانی برای بسیاری از صندوق‌ها از مرز بحرانی (حدود 5) عبور کرده و حتی به کمتر از یک رسیده است. همچنین، بررسی شاخص‌های پایداری مالی نظیر نسبت منابع نقدی به مصارف صندوق‌ها یا نسبت ذخایر به مصارف سالیانه یا تعهدات آن‌ها نیز نتیجه مشابه هشداردهنده‌ای را به دست می‌دهد.

چالش‌های صندوق‌ها و سازمان‌های بیمه‌ای که تا حدود زیادی از وضعیت اقتصادی حاکم بر کشور، تحولات در بازار کار، قوانین و مقررات تعهدآور، ماهیت و ویژگی‌های خود صندوق‌ها (به‌طور ویژه پارامترهای آن‌ها)، نحوه مدیریت ذخایر صندوق‌ها و کاستی‌های مربوط به حکمرانی ناشی شده‌اند، با بروز تحولات جمعیتی و سالمندی جمعیت در آینده ابعاد گسترده‌تری هم پیدا می‌کنند. ازاین‌روست که هنگام تصمیم‌گیری‌های دشوار برای اصلاحات در صندوق‌های بازنشستگی فرا رسیده است و دیگر زمانی برای تعلل و تأخیر وجود ندارد. در شرایطی که تقریباً همه متخصصان و صاحب‌نظران داخل و خارج کشور در انجام اقدامات سریع به‌منظور جلوگیری از بحران در این صندوق‌ها اتفاق‌نظر دارند، اجرای اصلاحات با توقف و تأخیرهای جدی همراه است. در بسیاری از موارد، جرقهٔ اصلاحات در وهلهٔ اول، بدون اینکه حتی شعله‌ور شود، خاموشی می‌گیرد یا نهایتاً طرحی مصوب می‌شود که با قواره و شکل ابتدایی تهیه‌شدهٔ آن توسط کارشناسان به‌غایت متفاوت است. بعضاً، در همین شرایط قوانینی مصوب می‌شود که کارکردی دقیقاً متضاد با اصلاحات دارند، به این مفهوم که بر حجم تعهدات صندوق‌ها می‌افزایند، بدون اینکه تمهیداتی برای تأمین مالی آن اندیشیده باشند. سؤال جدی این است که چرا، به‌رغم ضرورت اصلاحات، این مسیر در کشور تجربه می‌شود.

پاسخ به این پرسش را باید در نحوه تعامل ذی‌مدخلان مختلف صندوق‌های بازنشستگی برای رسیدن به یک توافق ضمنی برای توزیع منافع جستجو کرد. بدیهی است که هرگونه اصلاحاتی بر افراد یا گروه‌هایی اثر می‌گذارد. این امر در اصلاحات در صندوق‌های بازنشستگی، که اساساً جنبهٔ بازتوزیعی دارد، بسیار پراهمیت است. درواقع، در هر اقدام اصلاحی برندگان و بازندگانی وجود دارد که واکنش‌های متفاوتی در قبال اصلاحات خواهند داشت. از این روزنه، اعتراضات جلیقه زردها در فرانسه یا اعتراضات اخیر در روسیه در واکنش به اصلاحات در صندوق‌های بازنشستگی عجیب و دور از انتظار نیست. این اعتراضات دلالت‌های مهمی دارند: گرچه اصلاح نکردن نظام‌های بازنشستگی خطر عدم ایفای تعهدات بلندمدت صندوق‌ها در آینده را، به همان شکلی که هم‌اکنون هست، به‌شدت افزایش می‌دهد، اصلاح کردن نظام‌ها ممکن است ابعاد سیاسی و اجتماعی گسترده‌ای داشته باشد. در این راستا، آنچه در پیروزی اصلاحات اهمیت دارد نحوهٔ درگیرکردن و مشارکت گروه‌های مختلف ذی‌نفع در طراحی اصلاحات است؛ اینکه تا چه اندازه طرح اصلاحات برای گروه‌های ذی‌نفع توجیه شود، به چه مقدار خواسته‌ها و منافع گروه‌های ذی‌مدخل در طراحی اصلاحات شنیده شده و اعمال گردد، یا اینکه چه مقدار اصلاحات توانسته همدلی و همراهی آن‌ها را جلب کند. در غیاب چنین فضایی، اصلاً بعید نیست که اصلاحات در صندوق‌های بازنشستگی با واکنش‌ها و اعتراضات جدی مخالفان همراه شود. علاوه‌براین، با در نظر گرفتن شرایط کنونی کشور، که مردم را با دشواری‌های معیشتی مواجه کرده، کلید خوردن اصلاحات ظرافت‌های بیشتری هم می‌طلبد؛ این ظرافت‌ها می‌تواند در طراحی شایسته و مناسب بسته‌های اصلاحی مکمل اعمال شود.

تردیدی وجود ندارد که مردم شامل جمعیت فعال و بازنشستگان از ذی‌ربطان اصلی اصلاحات صندوق‌های بازنشستگی هستند؛ چراکه مستقیماً از اصلاحات متأثر می‌شوند و به همین دلیل، در روند جهت‌دهی به اصلاحات و یا اساساً آغاز اصلاحات نقش بسزایی دارند. بنابراین، اصلاحات موفق صندوق‌های بازنشستگی، فقط و فقط، از رهگذر افزایش آگاهی‌های مردم نسبت به ضرورت اصلاحات، مشارکت مؤثر آن‌ها و اعمال ترجیحاتشان در بستهٔ اصلاحات، و همراهی و همدلی آن‌ها امکان‌پذیر است.