فیل مشکلات در تأمین اجتماعی

دکتر عباس خندان، کارشناس گروه بیمه های اجتماعی

همه ما به مشکلات و چالش­های تأمین اجتماعی آگاهیم، از مسائل کلان و بلندمدتی چون سالمندی جمعیت، قوانین سخاوتمندانه و رانتی، ناکارآمدی و ناکارایی در ارائه خدمات، حکمرانی بد گرفته که قاعدتاً بدون اصلاحات ساختاری امید به حل آن­ها نمی­توان داشت، تا چالش­های کوتاه­مدتی مانند کسری نقدینگی، عدم وصول مطالبات از دولت و بسیاری مشکلات دیگر. اگر از کارشناسان بپرسید مطمئنا خواهند گفت که هر روزه فهرستی از این مشکلات و چالش­ها را به مدیرانشان ارائه می­دهند اما اتفاق خاصی نمی­افتد. در این­ نوشته من می­خواهم به مناسبت هفتة تأمین اجتماعی از یک مشکل بسا بزرگتر و مهمتر رونمائی کنم به نام "فیل مشکلات"!

فیل­ها با 6 متر طول، 5/3 متر بلندی و هفت تن وزن بزرگترین جانداران روی خشکی هستند، روزانه تا 70 کیلوگرم غذا و 200 لیتر آب مصرف می­کنند و حتی نوزادانشان نیز هنگام تولد 150 کیلوگرم وزن دارند. مشکلات سازمان تأمین اجتماعی هم این گونه هستند. "فیل مشکلات" در تأمین اجتماعی ابعادی هزار میلیارد تومانی دارد و چالش­های جدیدی که در پی آن ایجاد می­شوند نیز خود ابرچالش محسوب می­شوند. قاعدتاً برای دیدن فیل­ها نیاز به ابزار خاصّی نیست و با چشم غیرمسلّح دیده می­شوند. ندیدن فیل نشان از یک مشکل به مراتب بزرگتر دارد. "فیل در اتاق"[1] یک ضرب المثل انگلیسی است به این معنی که یک مشکل و شرایط دشواری وجود دارد که در عین آشکار و روشن بودن کسی نمی­خواهد درباره آن صحبت کند. داستان پشت این ضرب المثل هم جالب است. بر اساس اطلاعات منتشر شده در ویکی­پدیا، در سال 1814 ایوان کریلوف[2] شاعر و داستان­نویس روسی در داستان خود با عنوان "مرد فضول[3]" درباره کسی می­نویسد که به موزه می­رود، همه انواع و اقسام کوچک و ریز از آن­چه در آن­جاست را می­بیند اما متوجه فیل بزرگ در موزه نمی­شود. از آن زمان این مفهوم به یک ضرب­المثل تبدیل شده و نشان می­دهد که حتی مشکلات بزرگ هم ممکن است در یک ذهن یا روابط اجتماعی از پیش ساختار­یافته[4] نادیده گرفته شوند.

"فیل مشکلات" در تأمین اجتماعی وجود دارد، هر روزه همراه با کارکنان و مدیران در آن سازمان حاضر می­شود و با آن­ها در جلسات شرکت می­کند. همه به آن عادت کرده­اند و گویا پذیرفته­اند که حضورش همیشگی است. اما ریشة عدم واکنش به این مشکلات و کرختی سازمان در چیست؟

الف) بی­انگیزگی برای رفع مشکلات

اقتصاد علم و دانش شناخت انگیزه­هاست. نظریه کارفرما-کارگزار به­عنوان یکی از مهم­ترین نظریّات اقتصادی به این مسئله می­پردازد که چگونه می­توان با طراحی مکانیسم­هایی چه در داخل قرارداد (نظریه قراردادها) و چه بیرونی انگیزه­های کارگزار را با منافع و خواسته­های کارفرما همسو و سازگار کرد. (1) دولت، (2) مدیران سازمان یا صندوق، (3) کارکنان و کارشناسان و (4) مردم بازیگران اصلی حوزه تأمین اجتماعی هستند که بنا بر سطح مورد بررسی می­توانند نقش کارفرما یا کارگزار را به خود بگیرند.

  • مردم (کارفرما) دولت (کارگزار): طراحی مکانیسم­هایی به منظور همسو ساختن منافع دولت به عنوان کارگزار با خواسته­ها و مطالبات عمومی در حوزه اقتصاد سیاسی و نظریه نمایندگی قرار می­گیرد.
  • دولت (کارفرما) مدیران سازمانی (کارگزار): مسئله کارفرما-کارگزار در سطح دوم یعنی طراحی مکانیسم­های درونی و بیرونی در جهت سازگاری منافع مدیران با اهداف دولت (که خود طبق مکانیسم­های سطح اول به پیگیری منافع عمومی وادار شده) از جنس مباحث ساختاری است در ارتباط با شیوه اداره صندوق­ها (امانی یا خصوصی)، حکمرانی خوب و تعارض منافع که خود از موضوعات مهم و پرچالش روز هستند.
  • مدیران (کارفرما) کارکنان و کارشناسان (کارگزار): اگر منافع دولت در راستای منافع عموم قرار گرفت، اگر با طراحی ساختاری مناسب، حکمرانی خوب و رفع تعارض منافع مدیران نیز همسو با منافع دولت و مردم قرار گرفتند، آنگاه پایین­ترین سطح بررسی باز می­گردد به طراحی مکانیسم­های اداری و اجرائی به نحوی که کارکنان و کارشناسان نیز رفتاری سازگار با اهداف سازمانی داشته باشند.

بی­انگیزگی در مواجهه با مشکلات، مشکل نادیده گرفتن "فیل مشکلات" در همه سطوح کارشناسان، مدیران و دولت دیده می­شود و این امر نشان می­دهد که تا حد زیادی عدم همسویی منافع این دسته از بازیگران با منافع عموم و همچنین ناسازگاری انگیزه­ها وجود دارد.

ب) فساد اداری و سیاسی

فساد را می­توان همان سوء­استفاده کارگزار و عدم پیگیری خواسته­های کارفرما دانست اما به دلیل اهمیت موضوع معمولاً به صورت جداگانه و متمایز مورد کنکاش قرار می­گیرد. اگر این سوءاستفاده در سطح نخست باشد یعنی رابطه دولت و ملّت مورد سوءاستفاده قرار گرفته باشد فساد سیاسی و در سطوح پایین­تر فساد اداری است.

ج) ناتوانی در حل مشکلات

گاهی عدم مواجهه با مشکلات نه به دلیل بی­انگیزگی و فساد که به واسطه بزرگی "فیل مشکلات" و ناتوانی افراد یا دشواری حل مسائل است. نادیده گرفتن مشکلاتی که حل آن­ها دشوار است شاید یک راه حل حداقل تسکینی باشد که خیلی از ما اغلب در ارتباط با اتفاقات روزمره انجام می­دهیم. چرایی و علت این رفتار احتمالاً در روانشناسی به­طور دقیق و علمی پاسخ داده شده اما می­توان حدس زد که قاعدتاً ذهن افراد یک توان یا ظرفیتی دارد مانند CPU یک دستگاه رایانه و زمانی که مشکلات از این آستانه فراتر ­رود ذهن آن­ها را حذف یا delete می­کند. این چنین ظرفیت­ یا محدودیت­هایی را برای سازمان­ها نیز می­توان در نظر گرفت. سازمان­ها بعضاً با محدودیت­های پرسنلی و اداری، بودجه­­ای و قانونی مواجهند که امکان مواجهه و واکنش سریع به مشکلات را از آن­ها سلب می­کند. اقتصاد و نظریه­های مختلف آن از جمله نظریه بنگاه[5] به این مسئله می­پردازد و برای ما روشن می­سازد که در طیف­های مختلف بنگاه­های خصوصی تا عمومی و دولتی این محدودیت­ها تا چه اندازه لازم و تا چه اندازه دست­و­پاگیرند و می­توان از آن­ها رهایی یافت.

به­ هر حال احتمالاً می­توان دلایل ریز و درشت دیگری را برای این مسئله بیان و ارائه داد یا با جزئیات بیشتر به بحث پیرامون آن پرداخت، اما در این نوشته کوتاه هدف صرفاً رونمایی بود از یک مشکل بزرگ­تر با نام "فیل مشکلات در تأمین اجتماعی". مشکلاتی که شاید به دلیل حجم و بزرگی نباید نادیده گرفته شوند اما در عمل سطوح مختلف دولت، مدیران و کارشناسان در مقابله با آن منفعل شده­اند.  "فیل مشکلات" هر روزه همراه با کارکنان و مدیران در سازمان حاضر می­شود و با ما در جلسات شرکت می­کند اما همه به آن عادت کرده­ و پذیرفته­ایم که حضورش همیشگی است.

 

 

[1] Elephant in the room

[2] Ivan Krylov

[3] The inquisitive man

[4] Codified

[5] Theory of firm