مولف: احمد گردابی
کلید واژه: رفع فقر، توسعه،تهیدست، اقتصاد
سال: 1395
عنوان: مدل ارتقاء: راهکاری برای خروج از فقر

خروج از فقر

مدل ارتقاء: راهکاری برای خروج از فقر

تهیه و تدوین: احمد گردابی

سال: 1396

دانلود


معرفی: در دنیای امروز ما چیزی حدود سه میلیارد نفر، یعنی به طور تقریبی نیمی از جهان، زندگی روزمرۀ خود را با درآمدی کمتر از 3 دلار در روز سپری می‏کنند. از میان این قشر عظیم از جامعۀ جهانی، 1.2 میلیارد نفر، با درآمدی کمتر از 1.25 دلار در روز امرار معاش می‏کنند. در میان جوامع فقیر، از میان هر پنج کودک، یک کودک نمی‏تواند تولد پنج سالگی خود را تجربه کند. مطالعه‎ای در سال 2006 نشان داد که نسبت درآمد 5% از ثروتمندترین مردم به 5% از فقیرترین مردم جهان، معادل 74 به 1 بود، که نسبت به سال 1960 که معادل با 30 به 1 بود، افزایش قابل ملاحظه‎ای را مشاهده می‎کند . به منظور بهبود توسعه در جامعۀ بین‎الملل، سازمان ملل متحد اهداف توسعۀ هزاره را با هدف ریشه‎کن کردن فقر اعلام نمود . در این زمینه، سازمان‏های تأمین سرمایۀ خرد ، که با الهام از برنامۀ توسعۀ هزاره شکل گرفته‎اند، چارچوبی از توسعۀ مالی هستند که هدف کاهش فقر را دنبال می‏نمایند . دولت‏ها، مؤسسات خیریه و سازمان‏های غیردولتی در سرتاسر جهان با شور و هیجان بالایی به برنامه‏های سازمان ملل پاسخ داده و به همکاری با یکدیگر جهت رسیدن به این اهداف متعهد شدند. به منظور قدرشناسی از خدمات سازمان‏های تأمین سرمایۀ خرد، سازمان ملل سال 2005 را به عنوان سال خرده اعتبارات  معرفی نمود. در نتیجه، در سطح جهانی و به ویژه در کشورهای در حال توسعه این ابزار مالی، به عنوان یک وسیلۀ کارا برای مبارزه با فقر و گرسنگی شناخته شد. 

موضوع تأمین سرمایه‌های خُرد به دنبال گسترش دسترسی اقشار فقیر و محروم به منابع مالی است. با این حال، صرف نظر از شمار اندکی موارد استثنایی قابل توجه، معمولاً منافع تأمین سرمایه‎های خُرد به اقشار شدیداً تهیدست –که در پایین‎ترین سطح نردبان اقتصادی قرار دارند- تخصیص نیافته است . به نظر می‏رسید که اکثریت قریب به اتفاق 150 میلیون مشتری تخمین زده شده برای اعتبارات خُرد  در سطح جهانی یا دقیقاً در زیر خط فقر بوده، و یا غالباً درست در بالای آن قرار دارند. این دستآورد قابل اغماض نیست چرا که برای بخش کثیری از این مشتریان تنها گزینه دیگر منابع غیررسمی برای سرمایه‎گذاری است که در بسیاری از موارد هزینه‏بر بوده و از اعتبار کمتری برخوردارند .

بااین وجود، بویژه برخی از صاحبان کسب و کار، دولت‎ها و حامیان امور مالی به شناسایی فقیرترین اقشار جامعه علاقه‏مند هستند. اقشار کثیری، با هدف ارتقاء سطح حمایت اجتماعی یا شمول مالی، خواهان یافتن بهترین راه برای قرار دادن آنها فقیرترین اقشار جامعه در مسیر دستیابی به ابزار معیشتی پایدار هستند – مسیری که درآمدها را افزایش، دارایی‎ها را گسترش و امنیت غذایی را به گونه‏ای فراهم می‎آورد که از آن پس دیگر فقیرترین اقشار جامعه نیازمند پشتیبانی از طریق تورهای حمایتی  نبوده و در صورت تمایل، بتوانند از اعتبار خود به طور مناسب استفاده نمایند.       

عموماً تلاش‎های موفق صورت گرفته در جهت رسیدگی به فقیرترین اقشار جامعه با دستیابی به ترکیبی از خدمات مالی و طیفی از خدمات غیرمالی، به مانند آموزش نحوه استفاده از ابزارهای معیشتی، همراه بوده است. در جست‌وجوهای صورت گرفته از سوی گروه مشاوره برای مساعدت فقرا (CGAP) مدل‏هایی جهت مبارزه با فقر شدید، به ویژه تحت تأثیر رویکرد نوآورانه و کلی بسط داده شده از سوی کمیته توسعه روستایی بنگلادش (BRAC) طی سه دهه اخیر، دنبال شده است . در خصوص این مدل نوشتارهایی متعددی ارائه شده که بر نقش آن به عنوان راهکاری مهم برای رهایی تعداد زیادی از فقیرترین اقشار جامعه از فقر شدید تأکید نموده‎اند .

در سال 2006، CGAP و بنیاد فورد  اقدامی ابتکاری را در جهت آزمون و تطبیق رویکرد BRAC در دامنه‏ای متنوع از کشورها و موضوعات آغاز کردند. رهآورد این اقدام ابتکاری، برنامه ارتقاء CGAP- بنیاد فورد به صورت مجموعه‏ای از 10 پروژه تجربی در 8 کشور بوده که در‎برگیرنده‎ی مشارکت طیف وسیعی از همکاران و تلاش‏های تحقیقاتی گسترده، جهت آزمون جامعیت رویکرد BRAC می‌شود .

این پژوهش درس‎های برگرفته شده از برنامۀ ارتقاء را ابتدا با توصیف چگونگی عملکرد مدل و نحوۀ اجرای آن در سطح میدانی از سوی سازمان‏های متنوع شرکت‎کننده در این برنامه مورد تأکید قرار می‏دهد. بخش بعدی یافته‏های اولیه را استخراج نموده و به دنبال آن بخشی در خصوص هزینه‏ها ارائه شده است. بخش نهایی، موجودی آموخته‏های به‌دست آمده تا امروز، از جمله محدودیت‏های کلیدی و سؤالات برجسته را دربردارد.

رویکرد ارتقاء: رویکرد ارتقاء با حمایت مصرفی، به صورت مستقیم با ارائه مواد غذایی یا به صورت نقدی، آغاز می‎شود. مطالعات رفتاری اخیر تأیید می‏نمایند که در صورت عدم رسیدگی آنی به نیازهای مصرفی، مردم به دلیل اضطراب، اقدام به اتخاذ تصمیمات غیربهینه می‏نمایند. آنگونه که الدر شافیر (2012) بیان می‎دارد: "کمیابی شما را مجاب می‏کند که به روش‎های نابخردانه‎ای دست به قرض گرفتن نمایید. یک فرد نوعی، در صورتی که اندکی از فقر کمتری رنج ببرد، عملکرد بسیار بهتری خواهد داشت". پس از آنکه نیازهای مصرفی به نحوی کارا مورد رسیدگی قرار گرفتند، رویکرد ارتقاء پشتیبانی لازم برای پس‎انداز پول (به عنوان ابزاری حیاتی جهت مدیریت ریسک)، انتقال دارایی (که غالباً به شکل دارایی‎های کالایی مانند چهارپایان است)، مهارت‎زایی، و هدایت و تشویق منظم را فراهم خواهد آورد. هدف ارتقاء شرکت‎کنندگان جهت رسیدن به سطح معیشتی پایدار در یک دورۀ معین از زمان (معمولاً 18 تا 36 ماه) است. در حالی که هدف فراگیر مدل ارتقاء – خروج از شرایط فقر شدید و ورود به یک سطح معیشت پایدار- در میان تمامی برنامه‎های آزمایشی مشترک است، اما شاخص اندازه‎گیری در میان آنها متفاوت است. هر برنامه آزمایشی مقیاس‎های خاص خود را برای ارتقاء شرکت‎کنندگان درنظر می‌گیرد، چرا که ویژگی‎های فقر در حوزه‎های مختلف با یکدیگر تفاوت دارند.

منطق موجود در ورای رویکرد ارتقاء: ممکن است که هدف مطلوب ارائه پوششی حمایت اجتماعی جهانی و مستحکم باشد، اما این هدف بسیار از واقعیت جهان پیرامون فاصله دارد. حقیقت آن است که اکثریت افراد فقیر شدید در کشورهایی حضور دارند که نه دارای پوشش حمایت اجتماعی مناسبی هستند و نه از فرصت‎های مناسبی برای اشتغال رسمی برخوردارند. رویکرد ارتقاء یکی از رویکردهای کاربردی جهت کمک به افراد فقیر شدید است تا آنها را در قالب یک فرآیند خود اشتغالی –که در واقع به دلیل پایین بودن سطح حقوق و کمبود مشاغل کارمزدی، تنها گزینه پیش روی آنهاست- به سوی یک سطح معیشت پایدار سوق دهند. اگرچه رویکرد ارتقاء یک نوش‎دارو برای حل کلیه مشکلات نیست، اما این رویکرد به دنبال کاهش نابرابری از طریق انتقال شمار بیشتری از خانوارهای آسیب‎پذیرتر به سطوح معیشت باثبات و از آنجا به سوی پایداری اقتصادی است.