مولف: علی اصغر سعدآبادی _ فاطمه محمدی _ سید وحید میره بیگی
کلید واژه: اصلاح رفاه اجتماعی ایالات‌متحده آمریکا
سال: 1398
عنوان: کتاب «اصلاح رفاه اجتماعی ایالات‌متحده آمریکا» منتشر شد

اصلاح رفاه اجتماعی ایالات‌متحده آمریکا



این کتاب تغییرات رفاه اجتماعیِ در آمریکا را دنبال می‌کند، رفاهی که برای خانواده‌های کم‌درآمد آمریکایی از سال ۱۹۸۱ (ظهور دولت رونالد ریگان) تا سال ۲۰۱۰ (مصادف با   دوره دوم دولت باراک اوباما) در نظر گرفته شده است. کتاب به دو بخش تقسیم شده است. بخش اول (شامل فصل‌های ۱ تا ۶) بر تغییرهای برنامه‌های رفاهی تمرکز دارد؛ تغییرهایی که از مقرری گسترده دولت فدرال با عنوان برنامه کمک به خانواده‌های دارای فرزند تحت تکفّل تا برنامه دولتی کمک موقت به خانواده‌های نیازمند را دربرمی‌گیرد.
کنگره آمریکا با تصویب قانون فرصت کار و مسئولیت شخصی۱۹۹۶ اجازه تغییرهای مذکور را داد. همچنین، این بخش بر تحول برنامه اعتبار مالیاتی درآمد کسب‌شده تمرکز می‌کند. این برنامه در سال ۱۹۷۵ هنگام شکست تلاش‌ها برای ملی سازی برنامه کمک به خانواده‌های دارای فرزند تحت تکفّل تصویب شد. هدف برنامه کمک به خانواده‌های دارای فرزند تحت تکفّل و ایجاد درآمدی پایه برای تمامی خانواده‌های نیازمند بود که البته این برنامه علی‌رغم شکست پیشین در دهه ۱۹۹۰ و اوایل دهه ۲۰۰۰، درنتیجه حمایت مستمر هر دو حزب رونق یافت.
بخش اول کتاب افزون بر مرور این تحولات، رواج یافتنِ برنامه‌های اعتبار مالیاتی درآمد کسب شده و کمک موقت به خانواده‌های نیازمند و سایر برنامه‌های اجتماعی و نیز الگوهای این برنامه‌ها را در قالب نتایج یک پژوهش بررسی می‌کند. در این پژوهش دو پیمایش طولی گروه‌های همسان در سطح ملی  از افراد واجد شرایط برنامه اعتبار مالیاتی درآمد کسب شده و خانواده‌های آنان انجام شده است. نقش مطلع بودن از برنامه در میزان بهره‌مندی افراد از برنامه اعتبار مالیاتی درآمد کسب‌شده در گروه پیمایش طولی و ملی جوانان سال ۱۹۹۷ بررسی شده است. در هر دو گروه بر پیش‌بینی کننده‌های نرخ دریافت برنامه اعتبار مالیاتی درآمد کسب‌شده تأکید خاصی شده است. در پیمایش سال ۱۹۹۷ نقش مطلع بودن در پیش‌بینی نرخ دریافت  برنامه اعتبار مالیاتی درآمد کسب‌شده بررسی شده است.
نکته اصلی بخش اول کتاب، به تصویر کشیدن تحولاتِ برنامه‌های آموزش و یادگیری شغلی  است؛ تحولاتی که از طریق مرتبط ساختنِ رفاه به کار، جمعیت بهره‌مند از مزایای رفاهی که توانایی کار دارند را در درون اقتصاد شناسایی می‌کند، البته در این مسیر درجه‌های مختلفی از موفقیت به دست می‌آید.
فصل‌های ۷ تا ۱۰ که بخش دوم کتاب را تشکیل می‌دهند، با در نظر گرفتن بی‌ثباتی درآمدی روزافزون در اقتصاد جهانی (اقتصادی که ازنظر بین‌المللی رقابتی‌تر و ازلحاظ مالی دارای وابستگی متقابل می‌شود) نوآوری‌ها در اشتغال و یادگیری را بررسی می‌کنند. نکته اصلی بخش دوم، گذار از برنامه‌های آموزش و یادگیری شغلی به‌عنوان استراتژی‌های ضد فقر به برنامه‌های توسعه نیروی کار است. از طریق برنامه‌های توسعه نیروی کار افراد نیازمند و خانواده‌های  آن‌ها در کنار کارگران  یدی و کارگران  اداری دارای درآمد متوسط،  به کار گماشته و توانمندسازی می‌شوند.
بخش دوم نتایج دو پیامدسنجیِ برنامه‌های آموزش و یادگیری شغلی را ارائه می‌کند که یکی از آن‌ها با تکیه‌بر پیمایش طولی و ملی جوانان ۱۹۷۹، برنامه‌های مصوبِ پیش از ۱۹۹۰ را توضیح می‌دهد و دیگری با تکیه‌بر پیمایش طولی و ملی جوانان ۱۹۹۷، برنامه‌های مصوب در دهه ۱۹۹۰ و پس از آن را توضیح می‌دهد. بخش دوم به بحث پیرامون برنامه‌های سیاست اجتماعی که به خانواده‌های کم‌درآمد مزایا می‌دهند و چالش‌های مربوط به آن و دیگر چالش‌هایی می‌پردازد که دولت اوباما در هنگام خروج ایالات‌متحده از رکود اقتصادی ۲۰۰9-۲۰۰7 با آن روبه‌رو است. در این بخش از کتاب به برنامه‌های دولت اوباما توجه خاصی شده است، برای مثال: قانون بهبود و سرمایه‌گذاری مجدد آمریکا مصوب سال ۲۰۰۹ ، طرح فارغ‌التحصیلی آمریکا  و مقررات دیگری مانند افزایش حداقل دستمزد، اجرای مقررات مزد کافی و یارانه دستمزد به کارفرمایان موردبحث قرار گرفته است. درنهایت بخش دوم کتاب با بحث درباره بازنگری در سیاست‌های رد شده پیشین که می‌توانست خانواده‌های کم‌درآمد را منتفع سازد (مانند مقرری  خانوادگی و یا درآمد تضمین‌شده) پایان می‌یابد.