مولف: توماس پیکتی
کلید واژه: نابرابری، گسست اجتماعی، سرمایه داری
سال: 1396
عنوان: اقتصاد نابرابری

عنوان: اقتصاد نابرابری

مولف: توماس پیکتی

مترجم: علی صباغی، محمد رضا فرهادی

سال: 1396


معرفی: کتاب حاضر به موضوع نابرابری و سیاست‌های باز توزیعی می‌پردازد. در این راستا نظریه‌های مهم چپ و راست این حوزه را به بحث می‌گذارد و مکانیسم‌ها و سازوکارهای شکل‌گیری نابرابری را به‌تفصیل موردبحث قرار می‌دهد. نظریات مختلف چپ و راست در توضیح چگونگی اتفاق افتادن نابرابری و باز توزیع نادرست ثروت تعارض‌ها و اختلافات زیادی با هم دارند. این تعارض بین چپ و راست، نشان می‌دهد که اختلافات مربوط به شکل عینی و شرایط مطلوب سیاستِ باز توزیع لزوماً به علتِ اصول متناقض عدالت اجتماعی نیستند، بلکه به علتِ تحلیل‌های متناقض از مکانیسم‌های اقتصادی و اجتماعی هستند که نابرابری را ایجاد می‌کنند. درواقع، اینجا اجماع معینی در خصوص اصول بنیادی عدالت اجتماعی وجود دارد: اگر نابرابری، حداقل تا حدی، به دلیل عواملی فراسوی کنترل افراد است، مانند نابرابری موهبت‌های اولیه ناشی از ارث یا شانس (که نمی‌توانند به تلاش فردی مرتبط باشند)، پس این فقط بر عهده دولت است که در جست‌وجوی کاراترین روشن ممکن برای بهبود تعداد زیادی از فقیرترین‌ها (کسانی که باید با معکوس‌ترین عوامل مبارزه کنند) باشد.

کتاب به‌منظور دنبال کردن این موضوعات با تفصیل بیشتر در فصل اول به یادآوری تاریخ و اندازه نابرابری در دنیای امروز شروع می‌کند که می‌تواند در درک ما از شناسایی مجموعه‌های اصلی حقایقی که هر نظریه نابرابری و باز توزیعی باید مدنظر قرار دهد، کمک کند. دو فصل بعد (دوم و سوم) تحلیل‌هایی پیشرو از مکانیسم‌هایی ارائه می‌دهند که نابرابری را تولید می‌کنند، با تأکید بر مقاصد سیاسی دخیل در تضاد روشنفکری بین نظریه‌های مخالف و حقایق مشاهده شده و قابل‌مشاهده‌ای که می‌توانند به درک بیشتر ما در تصمیم‌گیری در این مورد که کدام نظریه‌ها درست هستند، کمک کنند. فصل دوم ابتدا به نابرابری بین سرمایه و کار، یک نابرابری بنیادی می‌پردازد که عمیقاً تحلیل پرسش اجتماعی را از قرن نوزدهم تحت تأثیر قرار داده است. فصل سوم به نابرابری درآمد ناشی از خودِ کار می‌پردازد که شاید به پرسش اصلی در خصوص نابرابری معاصر تبدیل شده است (اگر همیشه چنین نبوده است). سپس در فصل چهارم، کاوش عمیق‌تر در موضوع اصلی، یعنی شرایطی که در آن باز توزیع ممکن و ابزارهای دستیابی به آن ممکن می‌شود انجام می‌گیرد.

در این فصل توجه خاصی به نابرابری و باز توزیع در فرانسه خواهد شد، اگرچه کمبود نسبی داده‌های موجود و تحلیل‌ها (در تضاد جدی با توجه اختصاص‌یافته به بیکاری، «گسست اجتماعی» و سایر موضوعات اصلی مباحثه سیاسی در فرانسه سال‌های ۱۹۹۰) در زمان‌هایی نویسنده را مجبور به تکیه صرف بر مطالعاتی از کشورهای دیگر، به‌ویژه ایالات‌متحده برای تشریح، تأیید و رد نظریه‌های موردبحث کرده است.