مولف: سوزان جورج
کلید واژه: قدرت، نابرابری، شرکت های بین المللی
سال: 1396
عنوان: ابرقدرت‌های در سایه: چگونه شرکت‌های بزرگ جهانی در حال تصاحب قدرت هستند

عنوان: ابرقدرت‌های در سایه: چگونه شرکت‌های بزرگ جهانی در حال تصاحب قدرت هستند

نویسنده: سوزان جورج

مترجمان: علی دادگر، محمود میرهاشمی

سال: 1396


معرفی: کتابی که در دست دارید، می‌کوشد روایتی  از درهم‌تنیدگی‌های سه نظام اقتصادی، سیاسی، و اجتماعی با تمرکز بر ایالات‌متحده آمریکا و اتحادیه اروپا ارائه دهد. بازیگران اصلی نظام اقتصادی در این روایت، «شرکت‌های فراملیتی» هستند که به مدد پدیده جهانی‌شدن، در سراسر دنیا گسترده شده‌اند. خط سیر این کتاب، پیگیری پیکار نمایندگان سه نظام  یادشده، به‌خصوص در سال‌های پایانی قرن بیستم و پانزده سال آغازین قرن بیست‌ویکم است. ادعای محوری کتاب این است که به تجویز مکتب نئولیبرالیسم، دولت‌های ملی در برابر شرکت‌های فراملیتی مرتکب مسامحه و عقب‌نشینی شده‌اند و به آنان، اختیار و  آزادی بی‌حدوحصر اعطا کرده‌اند، درنتیجه قدرت و نفوذ این شرکت‌ها، به شکل روزافزونی گسترش یافته و متعاقب آن، آزادی عمل و حق تعیین سرنوشت شهروندان در حوزه‌های مختلف و با مکانیسم‌های متعدد، در معرض تهدید قرار گرفته است. این همان چیزی است که نگارنده کتاب از آن، تحت عنوان آفت نئولیبرالیسم یاد می‌کند که در سال‌های اخیر، به جان مردم‌سالاری افتاده است.

در طول پنج فصل کتاب، نویسنده تلاش می‌کند نشان دهد که قدرت گرفتن شرکت‌های فراملیتی، چرا و از کجا آغاز شد. هر یک از این فصول پنج‌گانه، به واکاوی یکی از سازوکارهایی می‌پردازد که به ظهور و تکثیر این قدرت‌های نامشروع، یاری رسانده‌اند: پدیده لابی‌گری، مقوله پیمان‌نامه‌های بین‌المللی، مسئله مقررات زدایی، مورد سازمان ملل، و بالاخره، پروژه بازطراحی جهانی. نویسنده نتیجه می‌گیرد که فقدان حضور یک نظم دمکراتیک در سطح فراملی و همچنین عدم وجود یک منشور صریح و الزام‌آور به‌منظور ساماندهی به رفتار شرکت‌های بزرگ، بستر مناسبی برای بلندپروازی‌های افسارگسیخته اصحاب سرمایه فراهم آورده است که چشم‌انداز نگران‌کننده‌ای از استیلای منافع خصوصی بر سرنوشت شهروندان و تجمیع قدرت و ثروت در دست یک هسته بسیار کوچک از سوداگران را ترسیم می‌کند.

فصل اول به‌تفصیل در مورد لابی‌گری و موضوعات مرتبط با آن پرداخته است و به شناسایی شناخته‌شده‌ترین بازیگران این عرصه در دو سده اخیر، یعنی لابی‌گرها  خواهد پرداخت. فصل دوم و سوم به پیمان‌های بین‌المللی و ابعاد اقتصادی و حقوقی آن‌ها می‌پردازد. فصل چهارم به این مبحث می‌پردازد که چگونه شرکت‌های بین‌المللی علناً تشکیلات رسمی خود  را در سازمان ملل راه انداخته‌اند و سازوکار چنین روندی توسط «معاهده جهانی سازمان ملل» ترسیم و تسهیل شده است. نویسنده این امر را تجلی روی‌ای جاه‌طلبانه طبقه داووس، یا همان شرکت‌کنندگان در مجمع جهانی اقتصاد، برای مدیریت جهان می‌داند. عنوان  جاه‌طلبانه‌ای که مجمع جهانی اقتصاد برای این نقشه خود انتخاب کرده، «برنامه بازطراحی جهانی» است.فصل پنجم به دامنه این بلندپروازی‌های طبقه داووس می‌پردازد.